![]() |
|||||||
|
آموزشی . درسی و مهرورزي
ترجمه اين وب به ساير زبانها http://amoozeshkade.ir/
|
|||||||
|
راحت طلبی، خوش گذرانی، سرگرمی و مشغولیت به تنهایی موجب رضایت خاطر وخشنودی نمیشوند. این موارد فقط میتواند رضایت لحظهای را ایجاد کنند. به واقع برای تحقق و ایجاد رضایت و تکامل، به چیزی بیش از اینها نیاز داریم. وقتی احساس میکنیم که خوشی، آسایش ، سرگرمی و مشغولیت در نهایت جوابگوی نیازهای ما نیست و ما را متقاعد و راضی نمیکند، باید در جست و جوی بیش از اینها باشیم. چرا که روح ما، مشتاق آن است که مفید واقع شود. خوشگذرانی در ظاهر، به نظر شبیه سرگرمی است. در حالی که در درون، احساسی پوچی و بیهودگی میکنیم. برعکس، مفید بودن، در ظاهر، کاری دشواري به نظر میرسد در حال که در درون، احساسی کاملا ً فوق العاده و ارزشمند ایجاد میکند. بهترین سرمایه برای بهره برداری از فرصتها، «سودمند» بودن است. هر روز راهی برای ایجاد تغییر و تحول پیدا کنیم. پوچی، بیهودگی و وقت گذرانی، کمکی به ما در جهت تکامل نمیکند. بر خیزیم و دنیا را شکل دهیم، مشهور شویم نیروی مثبت باشیم. در این صورت است که احساس رضایت بیشتری میکنیم و تکامل خواهیم یافت.
موضوع: ? اميدوار در پنجشنبه 1387/04/27 ساعت 23:57 | لینک ثابت | آموزش برنامه
نحوه ساخت لوگو و فلش يكي از برنامههاي كاربردي براي ساخت فلش برنامه سوئيش مكس (SWiSHmax) ميباشد. كار با آن راحت بوده و نيازمند كمي تمرين است. پس از نصب و اجراي برنامه صفحه زير ظاهر ميشود: موضوع: كامپيوتر ( كدها و آموزش ) ? محمودی در دوشنبه 1387/04/24 ساعت 23:18 | لینک ثابت | گر چه تمام ماه رجب، نزد خداوند و اولیاء الهی عزیز و ارجمند است اما برخى از اوقات آن، فضیلت ویژهاى دارد مثلا اولین شب جمعه ماه رجب، داراى امتیازى بزرگ است. پیامبر اسلام (ص) مىفرماید: از اولین شب جمعه ماه رجب غافل نشوید، فرشتگان آن را «لیلة الرغائب» مىنامند. چرا که وقتى یک سوم از شب گذشت، هیچ فرشتهاى نیست مگر این که در کنار کعبه مشرفه آید آنگاه خداوند نظر مرحمت به آنان کند و فرماید: فرشتگانم! هر چه خواهید از من بخواهید. فرشتگان گویند: بارالها حاجت و خواسته ما آن است که روزه داران ماه رجب را بیامرزى، خداوند متعال فرماید: آمرزیدم. اگر هیچ حادثهاى در ماه رجب رخ نمىداد، باز هم رجب ارزش خاص و ویژگى استثنائى خود را داشت، اما حوادثى در آن به وقوع پیوسته است که موجب شرافت و کرامت مضاعف این ماه شده است.
موضوع: مناسبتها ? كلاهچي در پنجشنبه 1387/04/20 ساعت 8:19 | لینک ثابت | در گذرگاه زمان،
خيمه شب بازي دهر، با همه تلخي و شيريني خود مي گذرد، رنگ ها رنگ دگر مي گيرند، و فقط خاطره ها ست، که چه شيرين و چه تلخ،
موضوع: شعر و نثر (ادبيات) ? كلاهچي در شنبه 1387/04/15 ساعت 19:41 | لینک ثابت | ماه مبارک رجب آمده تا دلهای مجذوب را به ميهمانی شعبان ببرد. رجب واقعاً ماه خداست. ماهی که تلنگری به دلت ميخورد که معبودت را چگونه میپرستی و .... خوشا به حال آنان که رجب را از پيشگاه معبود شروع کردند و به سوی نور شتافتند.
موضوع: مناسبتها ? كلاهچي در جمعه 1387/04/14 ساعت 10:43 | لینک ثابت | بــوی عـطــر یــار دارد جمـعه ها وعــــده دیـــدار دارد جمــعه ها جمــعـه هـا دل یاد دلبـر مـی کنـد نغمه یا ابـن الـحسن سـر مـی کنـد
موضوع: شعر و نثر (ادبيات) ? كلاهچي در جمعه 1387/04/14 ساعت 7:44 | لینک ثابت | گفتم: چقدر احساس تنهایی میكنم گفتی: فَإِنِّي قَرِيبٌ من كه نزدیكم (بقره/ 186) گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم... كاش میشد بهت نزدیك شم گفتی: وَاذْكُر رَّبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَخِيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد كن (اعراف/ 205) گفتم: این هم توفیق میخواهد! گفتی: أَلَا تُحِبُّونَ أَن يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲2 ) گفتم: معلومه كه دوست دارم منو ببخشی گفتی: وَاسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ پس از خدا بخواهید ببخشدتون و بعد توبه كنید (هود / 90) گفتم: با این همه گناه... آخه چیكار میتونم بكنم؟ گفتی : أَلَمْ يَعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ مگه نمیدونید خداست كه توبه رو از بندههاش قبول میكنه؟! (توبه/۱۰۴) گفتم: دیگه روی توبه ندارم گفتی: اللَّهِ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ (2) غَافِرِ الذَّنبِ وَقَابِلِ التَّوْبِِ ولی خدا عزیزِ و داناست، او آمرزندهی گناه هست و پذیرندهی توبه (غافر/۲-۳) گفتم: با این همه گناه، برای كدوم گناهم توبه كنم؟ گفتی: إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا خدا همهی گناهها رو میبخشه (زمر/۵۳) گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو میبخشی؟ گفتی: وَ مَن يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ به جز خدا كیه كه گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) گفتم: نمیدونم چرا همیشه در مقابل این كلامت كم میارم! آتیشم میزنه؛ ذوبم میكنه؛ عاشق میشم! ... توبه میكنم گفتی: إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ خدا هم توبهكنندهها و هم اونایی كه پاك هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرك گفتی: أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ خدا برای بندهاش كافی نیست؟ (زمر/۳۶) گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار میتونم بكنم؟ گفتی: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا (41) وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا (42) هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشتههاش بر شما درود و رحمت میفرستن تا شما رو از تاریكیها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) با خودم گفتم: خدا... خالق هستی... با فرشتههاش... به ما درود بفرستن تا آدم بشیم؟! ...
موضوع: قرآن و احاديث / دعا و مناجات ? كلاهچي در شنبه 1387/04/08 ساعت 17:46 | لینک ثابت | بهترين باش ........ اگر نميتواني بلوطي بر فراز تپهاي باشي، بوتهاي در دامنهاي باش، ولي بهترين بوتهاي باش كه در كناره راه ميرويد. اگر نميتواني بوتهاي باشي، علف كوچكي باش و چشم انداز كنار شاه راهي را شادمانهتر كن ...... اگر نميتواني نهنگ باشي، فقط يك ماهي كوچك باش، ولي بازيگوشترين ماهي درياچه! همه ما را كه ناخدا نميكنند، ملوان هم ميتوان بود. در اين دنيا براي همه ما كاري هست كارهاي بزرگ، كارهاي كمي كوچكتر و آنچه كه وظيفه ماست، چندان دور از دسترس نيست. اگرنميتواني شاه راه باشي، كوره راه باش، اگر نميتواني خورشيد باشي، ستاره باش، با بردن و باختن اندازهات نمي گيرند. هر آنچه كه هستي، بهترينش باش ......
موضوع: اينو شنيدي ؟ ? كلاهچي در شنبه 1387/04/08 ساعت 7:50 | لینک ثابت | چقدر خنده داره که يک ساعت عبادت به درگاه الهي دير و طاقت فرسا ميگذره ولي 60 دقيقه بازي يک تيم فوتبال مثل باد ميگذره! چقدر خنده داره که 100 هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسيار هنگفتيه اما وقتي که با همون مقدار پول به خريد ميريم کم به چشم مياد! چقدر خنده داره که يه ساعت عبادت در مسجد يا کليسا طولاني به نظر مياد اما يه ساعت فيلم ديدن به سرعت ميگذره! چقدر خنده داره که وقتي ميخوايم عبادت و دعا کنيم هر چي فکر ميکنيم چيزي به فکرمون نمياد تا بگيم اما وقتي که ميخوايم با دوستمون حرف بزنيم هيچ مشکلي نداريم! چقدر خنده داره که وقتي مسابقه ورزشي تيم محبوبمان به وقت اضافه ميکشه لذت ميبريم و از هيجان تو پوست خودمون نميگنجيم اما وقتي که مراسم دعا و خطابه و نيايش طولانيتر از حدش ميشه شکايت ميکنيم و آزرده خاطر ميشيم! چقدر خنده داره که خوندن يه صفحه و يا بخش از قرآن يا کتاب مقدس سخته اما خوندن 100 صفحه از پرفروشترين کتاب رمان دنيا آسونه! چقدر خنده داره که سعي ميکنيم رديف جلو صندليهاي يک کنسرت يا مسابقه رو رزو کنيم اما به آخرين رديف يک مکان مذهبي مثل کليسا يا مسجد تمايل داريم! چقدر خنده داره که براي عبادت و کارهاي مذهبي هيچ وقت زمان کافي در برنامه روزمره خود پيدا نميکنيم اما براي بقيه برنامهها سعي ميکنيم تو آخرين لحظه هم که شده انجام بديم! چقدر خنده داره که شايعات روزنامهها رو به راحتي باور ميکنيم اما سخنان کتب مقدس و قرآن رو به سختي باور ميکنيم! چقدر خنده داره که همه مردم ميخوان بدون اين که به چيزي اعتقاد پيدا کنند و يا کاري در راه خدا انجام بدن به بهشت برن! چقدر خنده داره که وقتي جوکي رو از طريق پيام کوتاه و يا ايميل به ديگران ارسال ميکنيد به سرعت آتشي که در جنگلي انداخته شود همه جا رو فرا ميگيره اما وقتي که سخن و پيام الهي رو ميشنويد دو برابر در مورد گفتن و يا نگفتن اون فکر ميکنيد! خنده داره. اينطور نيست؟! داريد ميخنديد؟ داريد فکر ميکنيد؟ اگه صلاح دونستيد اين حرفا رو به گوش بقيه هم برسونيد و از خداوند سپاسگزار باشيد که او خداي اعلي و دوست داشتني است. آيا اين خنده دار نيست که وقتي که ميخوايد اين حرفارو به بقيه بزنيد و يا براي اونا ارسال كنيد، خيليها رو از ليست خودتون پاک ميکنيد بخاطر اين که مطمئنيد که اونها به هيچ چي اعتقاد ندارند؟!!! خنده داره؟ ...... تأسف آوره! يك دختر جوان
موضوع: اينو شنيدي ؟ ? محمودی در چهارشنبه 1387/04/05 ساعت 0:12 | لینک ثابت |
موضوع: مناسبتها ? محمودی در سه شنبه 1387/04/04 ساعت 0:16 | لینک ثابت | صبح موقع عبور از عرض خیابان، حسابی از دست ترافیک و دود و دم صبح کلافه شده بود و با خودش میگفت چرا باید اول صبح چشمش به این همه ماشین، آلودگی و ... بیفته؟! در این بین بود که معلوم نشد از کجا گرد و خاکی به هوا بلند شد و ذراتی از این غبار به چشمش فرو رفت و دید او را کمی کدر کرد. خوب، این موضوع باعث شد تا عصبانیتش صد چندان بشه ... خلاصه به هر زحمتی بود یه تاکسی پیدا کرد و سوارشد. خواست در تاکسی رو ببنده که احساس کرد فرد دیگری قصد سوار شدن به تاکسی رو داره و اون وقت بود که برق عصای سفید که در حال کمک کردن به حامل بود در چشمانش نشست برای لحظهای فراموش کرد که گرد وغبار وارد چشمانش شده ... . «همیشه برای «دیدن»، چیزهای زیبای بسیاری وجود داره. چقدر خوبه که در هر لحظه قدردان و سپاسگزار نعمتهایی که به ما ارزانی شده باشیم و نگذاریم یه گرد و خاک ساده و یه بوق کوچک ماشین، چشم دلمون رو کور کنه».
موضوع: ? اميدوار در یکشنبه 1387/04/02 ساعت 0:39 | لینک ثابت | |
|
||||||